تبليغاتX
... - اي خداااا،چرا هيچ كس به داد ما نمي رسه؟؟
...



ديروز كه ديدم محل امتحان ميانترم دوباره صدوقيه كم مونده بود گريه كنم،



بابا نا سلامتي ما دانشجوي پزشكي هستيم


تا حالا كه تو اون سالن كذايي امتحان مي داديم بايد از يه طرف از سرما مي لرزيديم


و سوالارو جواب مي داديم،از طرف ديگه حواسمون باشه زنبور گردن آقاي نعمتخواه


رو نگزه(آخه فكر كنم بنده خدا حساسيت داره،خيلي از زنبور مي ترسه) 5 دقيقه يه بار


هم صداي كوبيده شدن آهنا رو هم كه مثل پتك مي خوره تو سر آدم،اين وسطا بايد حواست


باشه گنجشكا كه خونشون اونجاس رو سرت ... نكنن،هر از گاهي هم اون كارگر افغاني!!!


مياد فرغونش رو پر كنه ...،من كه از 16 جلسه هميشه 10 جلسه اش مال روز آخره


چجوري ميتونم با اون شرايط 4 تا سوال جواب بدم آخه؟؟


اما بازم 100 رحمت به اونجا،آخه سالن بيمارستا ن كه روزي 100 نفر ازش رد مي شن


و محل عبور و مرور خيلي از دانشجو هاست هم جاي امتحان گرفتنه؟هر دقيقه هم كه


يه پيج دارن،اونم سر درسي مثل فارماكولوژي كه هينطوري در بهترين شرايط هر چي


خوندي قاطي شده


سر امتحان فارما 1 من تا 3 بيدار بودم،صبح 5 بيدار شدم،با اون حال رفتم سر جلسه،


هيچي يادم نيست،همينكه ميام تمركز كنم يه كلمه يادم بياد"آقاي دكتررر ... سريعا اورژانس"


ديگه فايده نداره هر چي يادم اومده بود پريد


2دقيقه نگذشته دوباره سعي مي كنم تمركز كنم"آقاييييي .... رستوران"دوباره
پريد،



اين وسطم آسد(سيد) نشسته پشت سرم سوالاي فوق تخصصي از استاد مي پرسه،


هي روحيه منو تضعيف مي كنه(آخه نه كه رقيبشم واسه اينه) 


دكتر بابايي بسيار محترم هم كه فكر كنم درسش روبا كنكور اشتباه گرفته،


100 تا سوال 70 دقيقه،تو اون شرايط وحشتناك؟؟!!!



سر70 دقيقه هم داد ميزنه خودكارا بالا،بابا مگه چه خبره؟؟!!!به خدا تو كنكورم


اينجوري با كسي برخورد نمي كنن.


خلاصه فارما 1 كه خراب شد ولي اميدوار بوديم يكي از اين مسئولاي آموزش يا


حداقل نماينده هاي كلاسمون سعي كنن يه كاري كنن كه واسه فارما 2 ديگه شرايط


اينجوري نباشه،ولي انگار ...

 

نوشته شده توسط لیلا در ساعت  | لینک  |